گالری عکس شهدا

اقامصطفی تولدت مبارک

نایت اسکین

گالری عکس شهدا

گالری عکس شهدا

اینم بمونه!!!!!!!!!!!

اقامصطفی!!!!!!!!!!!!

تولدتون مبارک

یاران چه غریبانه رفتند از این خانه/هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه

رفاقت

خوشا انانکه مردانه می میرندوتوای عزیز!

خوب میدانی تنهاکسانی مردانه می میردنکه مردانه زیسته باشند. تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

شاهد بیاورم!!!

زندکی از شهادت آغاز می شود؛

از حضور در محضر شهید..


سویی من ،سو یی ما؛

جایی پایین،جایی بالا؛

گاهی دیروز گاهی فردا؛

غیبت و غربت اسارت در نیستی این حصارهاست.


ادامه نوشته

این قرارمون نبود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

معرفی کتاب

کتاب:اصول ومبانی جنگ نرم

نوشته:علی محمدنایینی تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

معرفی کتاب

 کتاب:کنار رودخانه حین تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

معرفی کتاب

کتاب: انانکه رفتند تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

مولایم

 برای  تعجیل درفرج اقایمان  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 صلوات

تقدیم به اقای خوبم

فکر اینکه تو بیای و من نباشم
خواب و  از چشای عاشقم میگیره
تازه باورم شده تموم دنیا
پیش آرزوی من خیلی حقیره
یاد لحظه رسیدنت میوفتم
  خنده تلخی روی لبام  می شینه
حاضرم دار و ندارم رو ببخشم
  تا که چشمام روی ماه تو  ببینه
تو همون ستاره پوشی که هنوز
جمعه هامو  گریه بارون میکنه
نگو شاید به نگاهت نرسم
  حتی فکرش من و داغون میکنه

توی برزخ زمونه گم شدم
ردپاتو از ترانه هام نگیر
اسم تو شنیدنم برام بسه
غم شیرین تو از صدام نگیر
ناجی فاصله ها ،جهان من
بی پناهه اگه راستشو بخوای
مثله قلبای تموم عاشقا …
جاده خسته است چشم براهه تا که بیای…
تو همون ستاره پوشی که هنوز
جمعه هامو گریه بارون میکنه
نگو شاید به نگاهت نرسم
حتی فکرش منو داغون میکنه

بدون شرح!!!

ما امدیم اما شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مازیاران چشم یاری داشتیم!!!!!!!!!!!!!!

حرف دل

شهید

بسم الله الرحمن الرحیم
 
و السلام علی سیدنا و امامنا هادی المهدی (عج)
..: امام مهدی(ع) از زبان شهدا :..
شهید همت :
ما میجنگیم و باید بجنگیم و چاره ای نیست .. به گفته امام تا ظهور امام مهدی (ع) بایک دستمان سلاح و با یک دستمان قرآن را باید بگیریم .
طبق دستورات ولایت امام زمان (ع) منتظر ظهور است، او میخواهد که هر چه زودتر ظهور کند و ریشه ظلم و فساد را از این عالم براندازد و عدل و داد را به جای آن برقرار سازد.

شهید زین الدین :

ما باید ویژگی یک منتظر را داشته باشیم و منتظر امام زمان (ع) باشیم.
در زمان غیبت به کسی منتظر گفته میشود که منتظر شهادت باشد.
خدایا شهدا در انتظارند … مردم ما در انتظارند …
مستضعفین جهان به تنگ آمده اند ….

شهید حسین حسن نژاد سالک :

انقلاب اسلامی ما ، زمینه ساز انقلاب حضرت ولیعصر (عج) می باشد. پس مواظب اعمال و کردار خود باشیم .
در این زمان بی تفاوت بودن به انقلاب اسلامی، خیانت با اسلام و قرآن است.

شهید محمد شفیعی خواه :

تنها و تنها کانالی که شما را به قرب الهی نزدیک میکند و موجب رضای حضرت مهدی (ع) میشود، اطاعا قبلی و عملی از ولایت فقیه است .

برگرفته شده از وب سایت ثائر-و من التوفیق الشهادت – التماس دعا

اما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حدیث روز

به مردم بهترین سخنی را که دوست دارید بهتون بگویند رابگویید. تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

حدیث روز

قصدما این است که نمی میریم تا توبه کنیم، ولی توبه نمی کنیم تا اینکه می میریم تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

این رسمش نیستا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شهادت

چون پنجره سمت اسمان بازشدی

باخیل پرندگان هم اوازشدی

برشعله زخم های نابت صلوات

ان لحظه که باشهادت اغازشدی

رفاقت

یک روز میرسدکه به جرم جنون عشق،ما را به کربلای توتبعیدمیکنند

حال وهوای دلم بوی محرم گرفته است

صلی الله علیک یا اباعبدلله تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

رفاقت

در دنیایی که تیرهای نشانه رفته ازپشت،پیش ازشمشیرهای کشیده در روبه رو است،دوست خوب دوچشم پشت سراست. تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

رفاقت

تمام هستی به انسان ختم میشودوحقیقت انسان بایدبه خداختم شود

وشهیدکسی است که این استمرار رافهمید تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

لبخند های خاکی

بخوان - بابا کرم بخوان !!! - قافله شهدا 

بخوان !!


توی گردان ما یک بسیجی بود اهل حال. یک قبر پشت یک تپه کنده بود که هر شب می رفت اونجا برا راز و نیاز. یک روز با بچه ها تصمیم گرفتیم سر به سرش بگذاریم. همون شب که بلند شد بِره برای نیایش، ما هم یک قابلمه از گردان برداشتیم و پشت سر او به راه افتادیم. رفت داخل قبر و شروع کرد به راز و نیاز و ما هم تو کمینش. بعد از مدتی یکی از بچه ها، بطوریکه صداش تو قابلمه می پیچید، گفت: «إقرأ».


با شنیدن این کلمه، حال اون بنده خدا دگرگون شد. رفیقمون یک بار دیگه گفت: «اقرأ».


اون عزیز که حالش دگرگون تر شده بود، با همون حال خوشش گفت: چی بخوانم !!؟


یک دفعه یکی از بچه ها گفت: «باباکَرَم بخوان!»


با شنیدن این جمله، اون بنده خدا که تازه متوجه جریان شده بود، از قبر پرید بیرون و با عصبانیت دنبال ما کرد. ما هم پا به فرار گذاشتیم.....


 

لبخندهای پشت خاکریز

ماجرای ریش حاج محسن

هیچ کس به این عقیده نیست که جبهه، فقط گریه و زاری و مناجات و نماز شب و این طور چیزها بوده. همه می دونن که تو جبهه همه چیز سر جاش بوده. گریه و عبادت به موقعش و خنده و تفریح هم بجاش.
چند تا از این خاطره ها رو با هم مرور می کنیم:
بعدازظهر یکی از روزهای خنک پاییزی سال 64 یا 65 بود. کنار حاج محسن دین شعاری، معاون گردان تخریب لشگر 27 محمد رسول الله(ص) در اردوگاه تخریب -آنسوی اردوگاه دوکوهه- ایستاده بودیم و باهم گرم صحبت بودیم، یکی از بچه های تخریب که خیلی هم شوخ و مزه پران بود از راه رسید و پس از سلام و علیک گرم، رو به حاجی کرد و با خنده گفت:
حاجی جون! یه سوال ازت دارم خدا وکیلی راستشو بهم می گی؟
حاج محسن ابروهاشو بالا کشید و در حالی که نگاه تندی به او انداخته بود گفت: پس من هر چی تا حالا می گفتم دروغ بوده؟!
بسیجی خوش خنده که جا خورده بود سریع عذر خواهی کرد و گفت: نه! حاجی خدا نکنه، ببخشین بدجور گفتم. یعنی می خواستم بگم حقیقتشو بهم بگین ........
حاجی در حالی که می خندید دستی بر شانه او زد و گفت: سوالت را بپرس.

ادامه نوشته

پرسپولیس هورا، استقلال سوراخ!

شهر فاو تازه فتح شده بود و سربازان دشمن گروه گروه تسلیم می شدند.من و دوستم علی ناهیدی از یک هفته قبل از عملیات باهم حرف نمی زدیم. شاید علتش خیلی عجیب و غریب باشد. ما، سر تیم های فوتبال استقلال و پرسپولیس دعوایمان شده بود. من استقلالی بودم و علی پرسپولیسی. یک هفته قبل از عملیات در سنگر طبق معمول داشتیم با هم کرکری می خواندیم و از تیم های مورد علاقه مان حمایت می کردیم که بحثمان جدی شد. علی زد به پروین و یک نفس گفت:



ادامه نوشته